به خودم قول داده بودم زیاد به چیزهایی که نیست یا نباید باشد فکر نکنم. برای جریمه هم قرار شد هردفعه که مچ خودم را می‌گیرم، سکه بیندازم توی قلکم. نتیجه‌اش؟ باید همین روزها بروم بزرگ‌ترش را بخرم؛ خیلی بزرگ‌ترش را. قلک قدیمی‌ام حتی اندازهٔ آن ده‌تومانی‌ها‌ی طلایی کوچک هم جا ندارد.